ما با نوشتن ماندگاریم

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ ما با نوشتن ماندگاریم خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان ما با نوشتن ماندگاریم برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و وبلاگ یاس هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

روانشناسی کی...

میگه رفتی سر آزمون خودت باش...

مگه تا حالا عمم بودم؟!

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : روانشناسی کی...
روانشناسی کی...
دقیقا

دقیقا ۲ ساعت مونده به امتحان...

خونتون مورچه داره؟!

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : دقیقا
دقیقا
دونه دونه دونه-دونه دونه دونه

داره میریزه...

داره میریزه از آسمون شب داره میریزه زمین و زمونو به هم میریزه...

بابام میگه آزمون فردا قبول شی یه لب تاپ دیگه...

مامانمم میگه قبول شی یه گوشی دیگه :)

پ.ن:

تیتر از آهنگ شهرام شکوهی بود...

پ.ن2:

جمله اول مولودی جواد مقدم بود...

برای ولادت رضا خونده بود...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : دونه دونه دونه-دونه دونه دونه - دونه ,میریزه ,دونه دونه ,داره میریزه
دونه دونه دونه-دونه دونه دونه دونه ,میریزه ,دونه دونه ,داره میریزه
دیگه دیره...

(っ◔◡◔)っ ♥️ mohammad♥️, [۲۳.۰۱.۱۷ ۲۰:۴۳]
[forwarded from اخبار تهران (tehran news)]
عذرخواهی رئیس بنیاد مستضعفان در خصوص حادثه پلاسکو

رضایی کوچی،رئیس کمیسیون عمران مجلس:
سعیدی کیا رئیس بنیاد مستضعفان در جلسه امروز کمیسیون ، به سهم خود در خصوص حادثه ساختمان پلاسکو ضمن عذرخواهی و قبول مسئولیت، قول داد در اولین فرصت ساختمان جدیدی احداث شود و به به پلاسکو واگذار شود./تابناک

اخبار لحظه ای #تهران

حالا این آقای عزیز

قراره چنتا پدر هم بسازه تحویل این دختر پسرا بده...
همینطور چنتا همسر برای این خانوما...
چنتا همکار برای آتش نشانا...
چنتا آتش نشان برای مملکت...
چنتا آرامش برای اینایی که بخاطر آتش نشانا اضطراب کشیدن...
چند روز برای اینایی که توی خیابونا منتظر پدر و همسرشون بودن...
چند روز برای من و امثال من که نگران باباهمون بودیم...
کلی گلو برای اینایی که به خاطر دود گلوشون آسیب دیده...
.
.
.
عزیزم نمیشه...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : دیگه دیره... - چنتا ,اینایی ,پلاسکو ,برای اینایی ,خصوص حادثه ,بنیاد مستضعفان ,رئیس بنیاد ,رئیس بنیاد مستضعفان
دیگه دیره... چنتا ,اینایی ,پلاسکو ,برای اینایی ,خصوص حادثه ,بنیاد مستضعفان ,رئیس بنیاد ,رئیس بنیاد مستضعفان
بیب بیب

هیچی خواستم بگم فعلا پستی ندارم بزارم راحت باشید...

پ.ن:

معلومه فردا امتحان دارم؟!

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : بیب بیب
بیب بیب
یک عدد بیخیال اَسدَم

کمتر از 24 ساعت مونده...

کلا نسبت به امتحان بیخیال تر از اهمیت اون مورچه ایم که تو خونه همسایه بغلیه...

من از اینور داد میزنم خونتون مورچه داره؟!

از اونطرف داد میزنه نه نداره...

منم میگم به درک...

یا مثلا من داد میزنم خونتون مورچه داره؟!

میگه آره داره...

میگم خاک تو سرت کثیف :|

کلا رد دادم...

خیلی با ریاضی عشق مجنون شدم...

مجنونمو مستم..

به پای تو نشستم :|

و همچنین میگم وای از هوس....

بعد میگم ت بده ت بده...

بعد تو عالم قر دادن خودم میگم اولالا... :|

از اینطرف طول ضلع رو منفیه چهار سوم بدست میارم...

از اونطرف عدد پی رو با 8 رقم اعشار بدست میارم :|

به جای اینکه 70 تومن از کارت بابام بریزم برای خودم...

از کارت خودم میریزم برا بابام :|

بعد به جای شارژگوشی مامانم واس خودم 20 تومن شارژ میریزم...

کلا رد دادم...

دعا فراموش نشه...

پ.ن:

آقا اون پرنده هم من نیستم اشتباه گرفتی :|

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : یک عدد بیخیال اَسدَم - میگم ,مورچه ,بدست میارم ,مورچه داره؟ ,خونتون مورچه ,میزنم خونتون ,خونتون مورچه داره؟ ,میزنم خونتون مورچه
یک عدد بیخیال اَسدَم میگم ,مورچه ,بدست میارم ,مورچه داره؟ ,خونتون مورچه ,میزنم خونتون ,خونتون مورچه داره؟ ,میزنم خونتون مورچه
ساعت شمار

دقیقا 33 ساعت تا شروع المپیاد کامپیوتر مونده...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : ساعت شمار
ساعت شمار
پیام یهویی

آقای جلالی, [۲۱.۰۱.۱۷ ۲۲:۳۰]
"اقا من جا داره از اقای دانشمند تشکر کنم به خاطر محتوای علمی که میزاره و هم چنین ارزوی موفقیت برای دوستان الحق که در اینده دانشمند میتونه یه مسول المپیاد بشه"

یکی از مسئولای مدرسه مون فرستاد...

الان یه ربعه دارم کله میکوبم تو دیوار...

من تا این حدم دیگه...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : پیام یهویی
پیام یهویی
3 فوریتی

1.تولدت مبارک بهار :)

پ.ن:

چون الان از مدرسه برگشتم ع ندارم...

چند دیقه بعد پست دوباره آپ میشه :)

2.از همین تریبون اعلام میکنم با گند زدن توی آزمون پیشرفت تحصیلی یه قدم به دم در مدرسه نزدیک شدم...

3. بچه ها پس فردا المپیاد کامپیوتره...

دعا کنید :)

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : 3 فوریتی
3 فوریتی
۴ تا

۴ نفر از کشته ها پیدا شدن...

۴ تا خونواده مردشونو پیدا ...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : ۴ تا
۴ تا
یه معذرت خواهی برای پست قبل

من دیروز بعد از اینکه نوشتم 4 نفر پیدا شدن...

رفتم اداره بابام...

اونجا فهمیدم توی اونجایی که پیدا فقط یه نفر بوده...

بعد دسترسی به اینترنت و کامپیوتر و گوشی و اینا هم نداشتم...

وقتی رسیدم خونه واقعا دیر وقت بود و نتونستم خبر درست رو بنویسم...

صبحم رفتم مدرسه تا الان که با لباس بیرون دارم پست میزارم :(

همین الان میگم...

یه نفر تو بیمارستان...

دو نفر هم توی آوار برداری پیدا شدن..

از بقیه خبری نیست فعلا...

پ.ن:

الان که رسیدم کلی ورقه a4 دیدم برداشتم دیدم حدود 200 تا نقاشی بود از مدرسه داداشم اینا...

مدرسه خودمونم واقعا بچه ها گل کاشته بودن :)

پ.ن2:

مرسی از اونایی که خون دادن :)

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : یه معذرت خواهی برای پست قبل - الان ,مدرسه ,پیدا
یه معذرت خواهی برای پست قبل الان ,مدرسه ,پیدا
ابله کیست!

ابله همسایه بیشعور ماست که بهم میگه بابات رفته فلاسک هارو خاموش کنه...

مامانم اونجا نبود سرویس می مردتیکه رو...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : ابله کیست!
ابله کیست!
بابام میگه...

کاشکی اونایی که اون پایین موندن همون اول مرده باشن

200 درجه گرما اصلا کم نیست...

اون به درک...

اون همه فشار...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : بابام میگه...
بابام میگه...
لالایی

تقدیم به همه دخترایی که امشب باباشون اون زیره...

درسته لالایی باباتون نمیشه...

ولی خب...

:(

لالا کن دختر زیبای شب لالا کن رویه زانویه شقایق
بخواب تا رنگ بی مهری نبینی تو بیداریه که تلخه حقایق
تو مثله ماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم
حالا من موندمو یه کنجه خلوت که از سقفش غریبی چکه کرده
تلاطمهای امواج ج  زده کاشونمو صد تکه کرده
دلم میخواست پس از اون خوابه شیرین دیگه چشمم به دنیا وا نمیشد
میونه قلب متروکم نشونی دیگه از خاطره پیدا نمیشه

صدام غمگینه از بس گریه  ازم هیچ اسمو هیچ آوازه ای نیست
نمیپرسه ی هی در چه حالی خبر از آشنای تازه ای نیست
به پروانه صفتها گفته بودم که شمعم میله خاموشیه من نیست
پرنده رو درختم آشیون کن حالا وقت فراموشیه من نیست
تو مثله ماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : لالایی - بود که خوابم ,مثله ماس
لالایی بود که خوابم ,مثله ماس
درد دل

ینی اونایی هم که زیر آوار موندن و زنده هستن...

مثل این دختر پسرا و زن های تو خیابون حالشون ابه؟!

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : درد دل
درد دل
دی ماه

این ماه لامصب به خیلیا بد اره...

به خیلیا...

پ.ن:

دخترا الان گریه میکنن سبک میشن...

بیچاره اون پسرایی که میریزن تو خودشون...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : دی ماه
دی ماه
بچه ها من بابام امروز شیفته...دعا کنید چیزی نشه :(

تا به حال شده جونتون رو برای نجات یک آدم به خطر بندازین ؟

خطر در اینجا به معنی ب دست موقع میوه پوست کندن نیست
اینجا خطر به معنی چایی خیلی داغه نخور میسوزی نیست
اینجا خطر به معنی لیزخوردن روی زمین یخ بسته هم نیست .

اینجا خطر یعنی اینکه دیگه زنده موندن خودت هم تضمینی توش نیست ،
یعنی فداکاری ،
یعنی از خودت میگذری برای دیگه .
از خودگذشتگی اینجا به معنی دادن قاچ آ اون کیک خوشمزه به رفیقت نیست
به معنی پاس دادن یه موقعیت تک به تک با دروازه به هم تیمیت هم نیست . اینجا از خودگذشتگی یعنی که خودت از بین میری ،
یعنی دیگه صبح فردا رو نمیبینی ،
یعنی دیگه آغوش یار رو نمیتونی تجربه کنی ،
یعنی بغل دختر کوچولوت رو دیگه نمیتونی داشته باشی ..

از خود گذشتگی یعنی حفظ یک انسان دیگه تو این دنیای لامروت به شرط نبودن و نیست شدن خودت ..
خود خودت .

تا به حال شده جونتون رو برای نجات یک آدم به خطر بندازین ؟

خطر یعنی یه سازه چند صد هزار تنی که اندازه یه آتشفشان داره توش گرما تولید میشه ، داره توش خفگی تولید میشه،
توش مرگ صدات میزنه ،
خطر یعنی بدون هیچ چشم داشتی ،
بدون هیچ معطلی بزنی به دل اون جهنم روبروت ،
بزنی به دل مرگ ،
فقط برای اینکه امشب از سر سفره ی یک خانواده ی منها نشه ،
ی کم نشه .

به این فکر میکنم تو روزگاری که آدم ها گرفتار وسوسه دنیا و فریبندگی بی نظیرش هستند ،
این قهرمان ها
این دل بزرگ ، این مناعت طبع ،
این از خودگذشتگی رو از کجا بدست آوردن ،
تو کدوم کوچه بازاری دنبالش گشتن ،
معرفت رو کی براشون معنی کرد که اینطوری به بزرگواریشون باید حسادت کنیم .

رسم روزگار تا بوده اینطور بوده
آدم ها بعد از مرگشون آهسته آهسته فراموش میشن ، همه آدم ها
اما قهرمان ها نه ،
قهرمان ها همیشه زنده میمونن ، حتی وقتی میمیرن
تو یادمون ، تو فکرمون ، تو قلبمون .
*پویان اوحدی*

تقدیم به همه آتش نشان های قهرمانِ سرزمینم
به احترام شجاعت ، مردانگی و غیرت تان
30 دی 1395

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : بچه ها من بابام امروز شیفته...دعا کنید چیزی نشه :( - یعنی ,معنی ,خودت ,قهرمان ,خودگذشتگی ,نیست اینجا ,یعنی دیگه ,برای نجات
بچه ها من بابام امروز شیفته...دعا کنید چیزی نشه :( یعنی ,معنی ,خودت ,قهرمان ,خودگذشتگی ,نیست اینجا ,یعنی دیگه ,برای نجات
دم همه تبریزی ها گرم...واقعا گرم

الان نمیدونم اخبار رو دیدید یا نه...

آقا از تبریز اومده...

میگه به خاطر اینکه ز له اومده بودا شما از تهران اومده بودید کمک...

منم خودم برای کمک اومدم تهران...

:)

شیر مرد بی ادعا...

فرشته بی بال...

فرشته مرد...

خدای احساس...

مرد عشق...

انسان...

دارای شعور...

دارای فهم...

نمونه کامل یه ایرانی...

خدای غیرت...

خدای عشق...

خدای شرف...

خدای مهربونی...

خونواده شو ول کرده اومده کمک...

اومده جواب کمک رو بده...

باشه تا یه سری نفهم و که سلفی میندازن بفهمن و و و گوساله اونان...

نباید ترک هارو مس ه کنن...

برن ببینن عقده شون به کجا میرسه...

سوژه میخوان تو آینه ها پره...

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : دم همه تبریزی ها گرم...واقعا گرم - خدای ,اومده
دم همه تبریزی ها گرم...واقعا گرم خدای ,اومده
لیست تشکر ها از رفقا :)+ اون پایین :(

داداش رضا :)

علیرضا

محمد امین

آقای مهدی

حاج آقای هیئتمون

حاج آقای مسجد

آقا یاسر

همه بچه های مدرسمون

همه همسایه ها

همه فامیلا

معلم کلاس سومم

معلم کلاس چهارمم

   "       "     پنجمم

معلمای ششمم

معلمای هفتمم

معلمای هشتمم

یه سری از معلم های نهمم

کل مسئولای دهم مدرسمون

مسئول چهارما

مسئول المپیاد مدرسه

مسئول پژوهش مدرسه

یه سری بچه های حلی 1 و 4 و 5

یه سری بچه های فرزانگان1 و 4 و 6 و 7

کل دوستای خانوادگیمون

حالا بیانی ها...

آرین

میس فاطمه (delkhoshihayeman.blog.ir)

شادوَرد (mantanha.blog.ir)

سحر (susa1144.blog.ir)

دچار (fiish.blog.ir)

بهار (baharkhademi1380.blog.ir)

حدیث (hadafam.blog.ir)

پرواز (here-under-rain.blog.ir)

غزاله زند (ghazalehzand.blog.ir)

مسیریکا (masirika.blog.ir)

بهار (پاتریک)

خیلیا بودن...

پ.ن

ایستگاه 1 آتش نشانی...

حسن آباد

کنار مترو...

خیلی ازینا دیدم من...

خیلی...

کاشکی عملیات تا فردا تموم بشه حداقل...

خیلیا منتظر باباشون بودن...

میخواستن با باباشون برن از لباسایی که پلاسکو تو شهر پخش میکرد ید کنن...

الان باباشون با همون لباسا رفت...

حیف شد :(

شاید یه ساعت دیگه هیچ اثری از دوستتون...فامیلتون...خونوادتون نباشه...

محبت یادتون نره...

الان اون دختری که ع ش اون بالا بود نمیدونه جریان چیه...

فقط میدونه باباش دوسش داره...

کاملا درکش میکنم...

یه همچین حسی رو دو یا سه سالم بود که بابام رفته بود بم تجربه ...

خیلی سخته...

پ.ن2:

دختر عموم زنگ زده بود گریه گریه...

بابام بود...

میگفت داری بهم دروغ میگی...

عمو یچیزیش شده (خیلی از من بزرگتره نمیتونستم آرومش کنم...)

آ ش که صدای بابامو شنید از خوشحالی داشت گریه میکرد :(

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : لیست تشکر ها از رفقا :)+ اون پایین :( - blog ,خیلی ,باباشون ,مسئول ,معلم ,معلمای ,معلم کلاس
لیست تشکر ها از رفقا :)+ اون پایین :( blog ,خیلی ,باباشون ,مسئول ,معلم ,معلمای ,معلم کلاس
لالایی

تقدیم به همه دخترایی که امشب باباشون اون زیره...

دریته لالایی باباتون نمیشه...

ولی خب...

:(

لالا کن دختر زیبای شب لالا کن رویه زانویه شقایق
بخواب تا رنگ بی مهری نبینی تو بیداریه که تلخه حقایق
تو مثله ماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم
حالا من موندمو یه کنجه خلوت که از سقفش غریبی چکه کرده
تلاطمهای امواج ج  زده کاشونمو صد تکه کرده
دلم میخواست پس از اون خوابه شیرین دیگه چشمم به دنیا وا نمیشد
میونه قلب متروکم نشونی دیگه از خاطره پیدا نمیشه

صدام غمگینه از بس گریه  ازم هیچ اسمو هیچ آوازه ای نیست
نمیپرسه ی هی در چه حالی خبر از آشنای تازه ای نیست
به پروانه صفتها گفته بودم که شمعم میله خاموشیه من نیست
پرنده رو درختم آشیون کن حالا وقت فراموشیه من نیست
تو مثله ماس من میمونی که یک شب روی شونه هاش چکیدم
سرم گرم نوازشهای اون بود که خوابم برد و کوچش رو ندیدم

عنوان وبلاگ : ما با نوشتن ماندگاریم
منبع :
برچسب ها : لالایی - بود که خوابم ,مثله ماس
لالایی بود که خوابم ,مثله ماس
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است وبلاگ یاس فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © weblogyas 2016-2017