ضعف کرده از قهوه ی سر شبی چپیده ام لای پتو، فشار پایین، ضربان قلب درست توی دهن. 

سرخوش از مرگی که زیر جیغ جیغ ... دخترهای حیاط اتفاق می افته!

بدون اینکه واقعا بمیرم!

سرمو می کشم زیر پتو... دم... باز دم...قلبی که تو‌دهنمه....

پ.ن:

یک لحظه خواستم .

چون کودکى که ناشیانه دست در آتش فرو بَرَد

خواستم تو را ...


گروس عبدالملکیان