بیانیه های یک کروکودیل خوشحال

با توجه به اهمیت محتوای وبلاگ بیانیه های یک کروکودیل خوشحال خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است مسئولیت کلیه اطلاعات پست و وبلاگ نمایش داده شده با عنوان بیانیه های یک کروکودیل خوشحال برعهده مرجع و منبع اصلی آن میباشد. و وبلاگ یاس هیچ گونه مسئولیتی در قبال مطالب ندارد.

یازده
چند روزه که مدام و هرجا میرم یه چیز تو ذهنمه،وقتی دارم ریاضیات جادویی (بله ما اون هری پاتریایی هستیم که تو بیست و دو سالگی برای درس های ... مون اسم های جادویی گذاشتیم :)) ) میخونم،وقتی دارم لباسامو جمع میکنم،حتی اون یک ساعتی که امروز رو تخت درمانگاه افتاده بودم و داشتم سعی می ... اگه یه تونل تاریک دیدم نرم سمت نور و هیچ چیز جز شر شر آب و تخ تخ فن تو کله ام نبود.توی کله ام هزار تا فکره ،ولی وسط اون همه فکر روزمره ی شام چی بخورم،حالا که هوا سرد شده و سوی سفیدش دست منه چیکار میکنه،سمینارمو چیکار کنم،چرا میزم کثیفه و امثالهم،همش از خودم میپرسم ینی خانوم دال وقتی منو میخواست به خانوم ف معرفی کنه چرا گفت این همونه که بهت گفته بودم.و چرا در گوشش پچ پچ کرد.و چرا مدل نگاه خانوم ف عوض شد... :| :?
چی میتونه گفته باشه ینی؟
منبع :
برچسب ها : یازده - خانوم
یازده خانوم
چرت و پرت؛به میزان کافی
جایی که کار میکنم دو تا مکان استراحت داره؛یکی برای آقایون،یکی برای خانوم ها.
اتاق خانوم ها یه اتاق نسبتا بزرگ نورگیر و روشنه.روی میزش همیشه حداقل دو مدل شکلات هست،یخچال داره و یخچالش همیشه پره،همیشه هم تمیز و مرتبه.یه برد و یه تخته وایت برد رو دیوارشه که روی برد همیشه فقط یه کاغذ هست که صلوات خاصه ی اون روز رو نوشته (و من هنوز نمیدونم کی هر روز میاد و این کاغذ رو میزنه ) و روی تخته عموما این متن نوشته : دوره ی پنج شنبه،منزل زری جون،همکاران زیر تشریف میاورند: و همکاران رفتن اسمشونو نوشتن اون زیر.در مواقعی که اون متن روی تخته نیست،این متنه : هدیه ی زایمان زری جون،فلان چیزو ... یدیم،سهم هر ... فلان تومن و زیرش یه شماره کارت...
اتاق آقایون یه اتاق کوچیک و تاریکه،یه جای پرت ساختمون.پنجره اش به حیاط خلوت باز میشه و تهویه اش خوب نیست و همیشه ی خدا مه دود سیگار داره.به تعداد آدم ها فلا ... چای گوشه و کنار اتاق هست.میزشون هیچ وقت جمع نمیشه.این طوری که ساعت یازده که بری روی میز هم نون و پنیر صبحونه هست،هم شیشه ی ترشی آقای قاف که بی ترشی قیمه نمیخوره و از نهار دیروز هنوز همونجاست،و هم یک عالمه کاغذ که هیچ ... نمیدونه مال کی هست!برد اتاق آقایون رو تا حالا من با نوشته ندیدم.
من اما؛متنفرم از هر محیط صرفا زنونه ای...چای ام رو سر میز کارم میخورم،ناهارم رو با خانوما،و حداقل دو بار در روز با یه بهانه ای میرم تو اتاق آقایون...
دیروز اما همشو پشت میزم بودم.چرا؟چون رو میز هر دو تا اتاق یه جعبه ی بزرگ شیرینی بود که آقای فلانی به رسم خداحافظی و شیرینی جور شدن کارهاش ... یده بود.چون دیروز اولین روزی بود که به جای آقای فلانی،جای خالیش و تعریف خاطره هاش و آرزوی خوشبختی براش همه جا بود...
من میدونستم آقای فلانی قراره بره.قدمت این دونستن بیشتر هر دونستن دیگه ای در مورد آقای فلانی عه...اما شیرینی های نخورده اش از همون دیروز شده یه گلوله ی بزرگ تو گلوم.که نه پایین میره نه بالا،هر لحظه ام داره سفت تر میشه...
منبع :
برچسب ها : چرت و پرت؛به میزان کافی - اتاق ,آقای ,دیروز ,شیرینی ,فلانی ,آقایون ,آقای فلانی ,اتاق آقایون
چرت و پرت؛به میزان کافی اتاق ,آقای ,دیروز ,شیرینی ,فلانی ,آقایون ,آقای فلانی ,اتاق آقایون
چهارده

جا داره آبان رو ماه دیدن دوستای قدیمی اعلام کنم...سین،تای دسته دار و شین تا امروز...آ ... ین دیدن هر کدومشون به حداقل پنج سال پیش برمیگرده ^-^

الانم که ... لولو داره دلیل خشکی پوست موش ها تو سال 1984 رو میگه، من دارم حس خوب این دیدن هارو تو خیالم نشخوار میکنم ...

منبع :
برچسب ها : چهارده - دیدن
چهارده دیدن
اندر مصائب زندگی دانشجویی
شما منو تصور کنید که دیروز ساعت دوازده رو چمن های ... نشستم که دینگ دینگ گوشیم زنگ میخوره.در کمال تعجب خانوم ف پشت خطه:
-بله؟
*سلام کروکودیل جان.چطوری؟ببین تو مدرسه ای که من کار میکنم یه نفر میخوان فردا بره کاراشونو راست و ریس کنه.بعد مشخصاتشو که گفتم من گفتم همچین آدم متشخص و چیز بدونی فقط کروکدیله و بس.میای دیگه؟
-(من در حالی که حالم به هم خورده از تعارف الکی هاش و به طور هم زمان دارم به کلاس های فردام و برنامه ی سمینارام و آبدوزدک هایی که ته حساب بانکیم بند بازی می کنن فکر میکنم) اممممممممممم ..... آره میام...

نیم ساعت بعدش باز منو تصور کنید که دیگه رو چمن ها نیستم چون نیمکته خالی شده و رو اون نشستیم،که دارم به پونصد و یک نفر زنگ میزنم که برنامه های فردامو راس و ریس کنم و برم پی کار خانوم ف

و همچنان منو تصور کنید که تو مسیر ها له شدم تا برسم به شهر مورد نظر خانوم ف

در ادامه منو تصور کنید که شیش صبح بیدار شدم دیدم خانوم ف پیام داده عزیزم کنسل شد.مرسی که میل به همکاری داشتی...
اینکه من امروز به کلاس هام و برنامه هام نرسیدم یه طرف ماجراست،اینکه تا حالا پنج بار کلا تو زندگیم تو شرایط مشابه قرار گرفتم که نقش مکمل سه بارش خانوم ف بوده و مال ... ارش شوهر خانوم ف یه طرف دیگه ی ماجرا...خدا در و تخته رو به هم جور کرده ظاهرن....
منبع :
برچسب ها : اندر مصائب زندگی دانشجویی - خانوم ,تصور ,برنامه ,تصور کنید
اندر مصائب زندگی دانشجویی خانوم ,تصور ,برنامه ,تصور کنید
هیفده
اگر با بچه تون به جرم دنبال ... رویاهاش هفته هاست حرف نمیزنید اونوقت صفحه ی اینستاگرام و ع ... های تلگرامتون ع ... بچه فامیل مرده تونه، تا احتمالا تو خانوادتون کول به نظر بیاید،اوف بر شما...
اگه بچه تون به خاطر خساست های شما جنس رویاهاشو عوض کرده و شما دارین پی محتاج میگردین تا پنج تا دیگ نذری بزارید و برای فامیل های اون سر شهرتون غذا بفرستید و نشونشون بدید جیبتون هنوز پره،اوف بر شما...
منبع :
برچسب ها : هیفده
هیفده
روزمرجات
چند وقتیه برای خوبتر شدن حالم میرم کلاس یوگا.و ... ی باورش بشهیا نه،حالم واقعا خوب میشه :)
البته این خوب شدم مستقل از انجام کش اومدن های متعدد و انعطاف پذیری های استخوانی و زاویه دار ... عجیب غریب بدنه، به این دلیله که ما میشینیم و آهنگ مالایی با مضمون "اووووووووووو هاااااااااا " رو گوش میدیم و سعی میکنیم به خودمون فکر کنیم و باهاش ... کنیم، من همه ی زمانی که دارم ... میکنم "اوووووووووو هاااااااااا " (هر چند واقعا نمیدونم همچین چیزی رو چجوری باید ... کرد و بیشتر شبیه اجرای اپرا میشه ) به جای فکر ... به خودم یا دارم به عمو زاده های نخستیمون فکر میکنم یا در بهترین ح ... ممکن با تارزان همذات پنداری میکنم.موقع باز ... چاکرای معده همش دارم فکر میکنم چقد گرسنه ام و ناهار همبرگر بخورم مثلا یا پیتزا.بعد در همین حین که خانوم داره قید میکنه یه یوگی با نور آفتاب زنده میمونه،من تو فکر سس روی غذامم.بعد یه سری حرکت عجیب غریب در میاریم و مثلا همین جوری که پامون دور گردنمونه منظم نفس میکشیم.که ما جای نفس کشیدن یا دارم آخ و اوخ میکنیم،یا به هیکل موچالمون تو آینه میخندیم.آ ... شم سرشار از انرژی های کاینات قر دهان از کلاس خارج میشیم. :))
فک کنم همینطوری ادامه بدیم مربی یوگا رو ول کنه بره تو کار عربی :)
منبع :
برچسب ها : روزمرجات - میکنم , ... ,عجیب غریب
روزمرجات میکنم , ... ,عجیب غریب
با توجه به اهمیت محتوای سایت خواهشمند است چنانچه عناوین و مطالب مندرج در سایت را نا مناسب و خلاف موازین اخلاقی و یا قوانین می دانید بر روی گزینه درخواست حذف کلیک نمائید. بدیهی است وبلاگ یاس فقط منتشر کننده مطالب با ذکر منبع بوده و هیچ گونه مسولیتی در خصوص مطالب نشر داده شده ندارد.
All rights reserved. © weblogyas 2016-2017