توی دلم چند وقتیه یه دختر مو قهوه ای که موهاش رو تا کمرش ریخته با یک لباسِ تیره تر از موهاش با گل های ریزِ رنگی رویِ یه پلِ چوبیِ قدیمی رو یه رودخونه ی کم عمق نشسته و نوکِ کفش هاشو تو آب می زنه و هر چند دقیقه یه بار به سمتِ جنگل خیره میشه....منتظر...

ع ... ی شبیه اش ندیدم:)